گلبانگ رحیل
مطالب سفرحج(تمتع-عمره)

به نام خدای کعبه

باردیگرسفرعشق به دیاردلهاآغازشدومن امسال بازمانده ازیاران.......

 

قبله دل‏ها


ای منا ای سرزمین اهل دل
ای ز اشک انبیا خاک تو گل
ای منا ای وادی افروخته
ای ز آه خسته دل‏ها سوخته
در کجای دامنت ای خاک پاک
مصطفی صورت نهاده روی خاک
در کجا ای خاک خیزد از زمین
بانگ لبیک امیرالمومنین
در کجای دامنت از هر دو عین
بوده جاری در دعا اشک حسین
جایگاه قبله دل‏ها کجاست
خیمه گاه مهدی زهرا کجاست
دوست دارم رو در آن صحرا کنم
گفت و گو با یوسف زهرا کنم


موضوعات مرتبط: حج درنگاه شعر
[ جمعه 1393/06/21 ] [ 12:59 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]

حاجی یک لحظه بین

پرچمِ هستی به سرِ بامِ تو     بحرِخرد قطره ای از جام تو

نام من از نام تو نشات گرفت     شاعری‌ام از تو فضیلت گرفت

نام تو از نامه‌ی من پاک نیست     بی تو دلم شاد و غزلناک نیست

تا که درآن جمع سیاه ایستم     لایق فرمان‌بری ات نیستم

گُنگ به تمجید تو بر خاسته     کور، به مدح تو شد آراسته

خود نشناسی، به تو کی می‌رسد     کور سپاسی، به تو کی می‌رسد

می‌دهم از طاعت خود انصراف     تا نشود اهل تو در انحراف

دست به دامان تو ام در نیاز     شب همه شب گم شده‌ام در نماز

قصه‌ی من قصه‌ی نادانی است     زمزمه‌ام خوف و پریشانی است

وای از این نظم بهم ریخته     وای از این دانش پر ریخته

داد از این خام سری وای من     آه از این باطن رسوای من

آمده‌ام خیره سری کم کنم     بندگی‌ام را به تو محکم کنم

خسته شدم در گذرِ روزگار     من به نگاه توام امیدوار

تا به کی افسانه سرائی کنم     سیر به هر صورت واهی کنم

بندگی‌ام جمله به عادت گذشت     زندگی‌ام مستِ کسالت گذشت

گم شده درپیچ وخم جهلِ خویش     سخت گرفتارم از این سهلِ خویش

شاد منِ نو سفر از ظاهرم     نقش خطا زُل زده بر خاطرم

هر چه به آیینه نگاه می‌کنم     صورتِ آیینه سیاه می‌کنم

عجز خودم را به هنر می‌کشم     صورتی از فقر بشر می‌کشم

بی هنرم، از چه گزارش کنم     بی عددم، هرچه شمارش کنم

آمدم آماده شوم مرگ را     جمع کنم حاصلِ بی برگ را

باعث فرسایش و غم بوده‌ام     سایه‌ی دیوار عدم بوده‌ام

گرچه بسی خبط وخطا کرده‌ام     روی به میقاتِ تو آورده ام

بسته‌ام احرام که محرم شوم     مست ز سرچشمه زمزم شوم

مرغ ضعیفم که به قاف آمدم     گردِ حریمت به طواف آمدم

نقطه‌ی طوف همه فرهنگ‌ها     صورت تمجید همه رنگ‌ها

آمده‌ام خیره سری کم کنم     بندگی‌ام را به تو محکم کنم

آمده‌ام نزد تو آدم شوم     بار دگر نفس مکرّم شوم

بنده‌ی گمنام تو ام، بی بدیل     آمده‌ام تا به مقام خلیل

خالق تکبیر تکبّر شکن     مظهر توحید تکثر شکن

با هیجان هروله زن آمدم     مثل قیامت به کفن آمدم

روحِ گرفتارِ سرای سراب آمده     از دست تو گیرد شراب

آمده‌ام هم خط هاجر شوم     در نفس کوه شناور شوم

آمده‌ام تا به صفا گل کنم     سعی کنم بر تو توکل کنم

آمده‌ام مروه معطر شوم     بوی خدا گیرم و اطهر شوم

با همه خوبان تو قاطی شدم     معرفتم ده عرفاتی شدم

مشعر شعری به صفاتم بریز     حق نگری در حرکاتم بریز

آمده‌ام نقد کنم خویش را     خاک کنم دیو بد اندیش را

ما و منیت بکشم در منا     خاک‌تر ازخاک شوم بر ملا

سنگ به شیطان خودم می‌زنم     دست به ویران خودم می‌زنم

سنگ مجازی به ستون می‌زنم     تیر به تثلیث درون می‌زنم

می‌شوم از هرچه تعلق رها     از زن و فرزند و ز نام و نما

عطر و زر و زینت دنیا حرام     هرچه مجازیست ندارد دوام

می‌روم از نفس حرام و حلال     تا نفسی با تو شوم در وصال

منفعلم، معترفم در حضور     موی سرم را زده‌ام در قصور

جز به تو هرگونه گرایش خطاست     هر چه زفضلِ تو برآید عطاست

نزدِ تو کس نیست که مستی کند     جرئت من بودن و هستی کند

هرچه نما نزد تو بی دینی است     آینه بینی همه خود بینی است

هر چه بگوییم کمیّت در اوست     رسم هر آن شعر منیّت در اوست

هر که به گردِ حرم نور نیست     از خطر خود گِرَوی دور نیست

دل به همین هفت طوافی که داشت     پاک شداز عیب وخلافی که داشت

عشق به تکریم اللهی رسید     بارقه‌ی لا یتناهی رسید

وای به روزی که نباشد فرج     وای من و زندگی از بعد حج

وای من و وای دل از بعد ازین     وای من از حاجی یک لحظه بین

باز همان شهر و همان حال پیش     باز همان نفس و همان قوم و خویش

بار دگر زندگی خام و خواب     بار دگر بازیِ بی بازتاب

بار دگر نفس بدون مهار     بار دگر شهرت بی اشتهار

بار خدا یا همه را پاس دار     دور زاندیشه وسواس دار

                                                                                          الله یارخادمیان


موضوعات مرتبط: حج درنگاه شعر
[ پنجشنبه 1393/03/01 ] [ 20:18 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]
داستان حج ابوسعيد ابوالخير

گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مرکبی نداشت، پیاده سفر کرده و خدمت دیگران می کرد. تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع آوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد. دریافت که از خجالت اهل و عیال در عدم کسب روزی به اینجا پناه آورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند. شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو.

مرد بینوا گفت: مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم.

شیخ گفت حج من، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف کنم به ز آنکه هفتاد بار زیارت آن بنا کنم.


موضوعات مرتبط: داستانهاي حج
[ شنبه 1392/12/10 ] [ 10:43 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]
به نام خدای کعبه
چندروزی است ثبت نام برای تشرف به حج تمتع سال93 شروع شده است وایجاد یک سوال مهم در ذهن علاقمندان وعاشقان این سفرمعنوی وسوال این که فلسفه این سفر پر رمز وراز چیست؟؛عزیزان می توانندبرای رسیدن به جواب این سوال چنددقیقه ای به نکات زیرتوجه کنند


فلسفه حج چيست؟ 

پاسخ :
در مورد فلسفه حج بحث و مطلب بسيار زياد است، به اختصار به چند مورد در خصوص فلسفه حج از نگاه آيات و روايات اشاره می کنم انشاالله مورد استفاده علاقمندان قرار گیرد: 
الف: فلسفة حج از ديدگاه برخي از آيات 
1. «وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ»[1] و مردم را دعوت عمومي به حج كن تا پياده و سواره بر مركب هاي لاغر از هر راه روي دوري به سوي تو آيند. 
«لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلي ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ»[2] 
تا شاهد هر منافع گوناگون خويش (در اين برنامه حيات بخش) باشند؛ و در ايّام معيّني نام خدا را، بر چهار پاياني كه به آنان داده است،(به هنگام قرباني كردن) ببرند، پس از گوشت آنها بخوريد، و بينواي فقير را اطعام نماييد. 
ب: فلسفه ي حج از ديدگاه برخي از روايات 
1. مولا علي ـ عليه السّلام ـ در خطبة 192 به تفصيل در مورد، فلسفة حج پرداخته اند كه به بعضي از قسمت هاي اين دو خطبه به صورت ترجمه اي اشاره مي شود. 
مي فرمايد: خداوند متعال بيت الله الحرام را بر شما واجب گردانيد و آن را قبله ي مردم قرار داد .... خداوند سبحان آن خانه را پرچم و نشانه ي اسلام و پناه پناهندگان مقرّر داشت و حج آن را لازم نمود و رفتن به آن جا را فرمان داد.[3] 
در جاي ديگر چنين بيان مي كنند: ..... در اطراف خانه (خدا) تحليل«لا اله الاّ الله» مي گويند و بر پاهايشان هروله مي كنند در حالي كه براي خدا ژوليده مو و غبار آلوده رو هستند ..... خداوند ايشان را (در زيارت بيت الحرام به اين امور) امتحان و آزمايش نمود. امتحاني بزرگ و سخت و آشكار و كامل كه آن را سبب دريافت رحمت و رسيدن به بهشت گردانيد ......[4] 
در جاي ديگر در رابطه با تشريح برخي از حكمت ها و مصالح احكام آئين اسلام مي فرمايد: 
«فرض اللهُ ..... و الحجَّ تقوية للدين .....»[5] خداوند واجب گردانيد حج را براي تقويت دين، قوت يافتن آئين اسلام (چون بر اثر گرد آمدن طوائف مختلف، عظمت و بزرگي اسلام آشكار مي شود) 
ج: تجزيه و تحليل كلي فلسفة حج 
1. بعد اخلاقي حج: 
مهمترين فلسفة حج همان دگرگوني اخلاقي است كه در انسانها به وجود مي آورد، مراسم «احرام» انسان را به طور كلي از تعنيات مادي و امتيازات ظاهري و لباس هاي رنگارنگ و زر و زيور بيرون مي برد، و با تحريم لذائذ و پرداختن به خودسازي كه از وظائف محرم است او را از جهان ماده جدا كرده و در عالمي از نور و روحانيت و صفا فرو مي برد و آنها را كه در حال عادي بار سنگين امتيازات موهوم و درجه ها و مدالها را بر دوش خود احساس مي كنند يك مرتبه سبكبار و راحت و آسوده مي كند. 
2. بعد سياسي حج: 
روح عبادت، توجه به خدا، و روح سياست، توجه به خلق است، اين دو در حج آن چنان به هم آميخته اند كه تار و پود يكپارچه! حج عامل موثري براي وحدت صفوف مسلمانان است و حج عامل مبارزه با تعصبات ملي و نژاد پرستي و محدود نشدن در حصار مرزهاي جغرافيايي است و وسيله اي است براي انتقال اخبار سياسي كشورهاي اسلامي از هر نقطه به نقطة ديگر. 
و بالاخره حج، عامل موثري است براي شكستن زنجيرهاي اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمين. 
3. بعد فرهنگي حج: 
ارتباط قشرهاي مسلمانان در ايام حج مي تواند به عنوان مؤثرترين عامل مبادلة فرهنگي و انتقال فكرها درآيد. مخصوصاً با توجه به اين كه اجتماع شكوهمند حج، نمايندة طبيعي و واقعي همة قشرهاي مسلمانان جهان است(چرا كه در انتخاب افراد براي رفتن به زيارت خانه خدا هيچ عامل مصنوعي موثر نيست و زوار كعبه از ميان تمام گروهها، نژادها، زبان هايي كه مسلمانان به آن تكلم مي كنند برخاسته و در آنجا جمع مي شوند.) لذا در روايات اسلامي مي خوانيم؛ يكي از فوائد و فلسفة حج نشر اخبار آثار رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به تمام جهان اسلامي است.[6] 
4. بعد اقتصادي حج: 
برخلاف آنچه بعضي فكر مي كنند، استفاده از كنگرة عظيم حج براي تقويت پايه هاي اقتصادي كشورهاي اسلامي نه تنها با روح حج منافات ندارد بلكه طبق روايات اسلامي يكي از فلسفة آن را تشكيل مي دهد. چه مانعي دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ،‌ پا به يك بازار مشترك اسلامي را بگذارند و زمينه هاي مبادلاتي و تجاري را در ميان خود به گونه اي فراهم سازند كه نه منافعشان به جيب دشمنانشان بريزد و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد، كه اين دنيا پرستي نيست، عين عبادت است و جهاد.[7] 
5. شگفت انگيزترين حكمتي كه در حج مشهود است، احساس وحدت و همبستگي است كه در حد اعلاي مفهوم انسانيت، به بركت اسلام، به وجود مي آيد عالم و جاهل، كوچك و بزرگ، زن و مرد، سياه و سفيد با جدي ترين حيات، در كنار يك«كانون» و بر اساس يك «قانون» مي جوشند و مي خروشند مي روند، مي دوند، مي نشيند و برمي خيزند. و اين خيزش و خروش و رفت و بازگشت و چرخيدن و گرديدن همه در يك جهت و در يك خط و در يك مدار و بر يك محور است و او«الله» است و «الله»، «اكبر» است.[8] 
د: نتيجه مطالب و آنچه كه گذشت؛ 
گفتيم كه مهترين ابعاد فلسفة حج؛ زنده نگاه داشتن خاطرات و خدمات پيامبراني هم چون ابراهيم ـ عليه السّلام ـ و اسماعيل ـ عليه السّلام ـ و رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ است و حج، مركز اجتماعات بين المللي مسلمين است و هم چنين پشتوانه اي اقتصاد مسلمين و ايجاد اشتغال براي ده ها هزار مسلمان است و حج بهترين فرصت و زمان براي توبه، ياد مرگ و معاد از همه چيز بريدن و صحراي عرفات و مشعر را ديدن و در انتظار جمهوري موعود «عج» نشستن است.[9] 
منابع و مآخذ و كتب ديگر جهت اطلاع؛ 
1. استاد مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ناشر؛ انتشارات دارالكتب الاسلاميه، تهران 1374 ش، جلد 14. 
2. امام علي ـ عليه السّلام ـ ، نهج البلاغه، ترجمه و توضيح علامه محمد تقي جعفري ـ رحمة الله عليه ـ ناشر انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي تهران 1375 ش، جلد 2. 
3. امام علي ـ عليه السّلام ـ ، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، ناشر؛ انتشارات دفتر نشر مصطفي قم، 1379 ش، ص 682. 
4. استاد جوادي آملي، صهباي دين، ناشر؛ انتشارات دفتر نشر اسراء 1378 ش. 
نكته اخلاقي: 
بزرگ بانوي جهان اسلام حضرت فاطمة الزهرا ـ سلام الله عليها ـ فرمودند: 
«..... فجعل الله الايمان تطهيراً لكم من الشرك و الصلوة تنزيهاً لكم عن الكبر و الزكاة تزكيةً نماءً في الرّزقِ و الصيّام تثبيتاً للاخلاص و الحجَّ تشييداً للدّينِ .....» 
«پس خداوند ايمان و توحيد را مقرر داشت تا شما را از شرك تطهير نمايد و نماز را لازم كرد تا شما را از تكبر پاك گرداند و زكات را براي پاكي و افزايش در روزي شما قرار داد و روزه را لازم كرد تا اخلاص «در عمل و عقيده» را تثبيت و «تحكيم» كند و حج را واجب نمود تا دين «اسلام» را تقويت و «تأييد» نمايد.» 
«علل الشرايع، ج 1، ص 236»
[1] . سورة مباركة حج آيات 27 و 28. 
[2] . سورة مباركة حج آيات 27 و 28. 
[3] . امام علي ـ عليه السّلام ـ ، نهج البلاغه، ترجمه دشتي، ناشر؛ انتشارات دفتر نشر مصطفي خطبه هاي اول و 192 و كلمات قصار شمارة 252. 
[4] . امام علي ـ عليه السّلام ـ ، نهج البلاغه، ترجمه دشتي، ناشر؛ انتشارات دفتر نشر مصطفي خطبه هاي اول و 192 و كلمات قصار شمارة 252. 
[5] . امام علي ـ عليه السّلام ـ ، نهج البلاغه، ترجمه دشتي، ناشر؛ انتشارات دفتر نشر مصطفي خطبه هاي اول و 192 و كلمات قصار شمارة 252. 
[6] . استاد مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ناشر، انتشارات دارالكتب الاسلاميه تهران 1374 ش، جلد 14، ص 79، ص 80. 
[7] . استاد مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ناشر، انتشارات دارالكتب الاسلاميه تهران 1374 ش، جلد 14، ص 79، ص 80. 
[8] . امام علي ـ عليه السّلام ـ ، نهج البلاغه، شرح و توضيح علامه محمد تقي جعفري ـ رحمة الله عليه ـ ، ناشر؛ انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي تهران 1375 ش، جلد دوم، ص 227. 
[9] . محسن قرائتي، تفسير نور، ناشر؛ انتشارات مركز فرهنگي درسهايي از قرآن، تهران 1381 ش، جلد 8، ص 35.


موضوعات مرتبط: حج درقرآن، حج درروایات واحاديث
[ جمعه 1392/12/09 ] [ 12:39 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]
ديشب دوست بزرگواري زنگ زدوبراي تشرف به عمره خداحافظي نمود ودوباره دل بي دل من را هوايي خانه دوست كرد بدرقه سفرزيباي اين دوست شفيق(جناب بصيرت)شعرمحمدعلي مرداني راتقديم مي كنم

می روی تا در حریم کعبه بینی روی دوست

ای که در کوی وفا ی دوست تنها می روی
مست وحدت در مقام قرب یکتا می روی

می روی تا در حریم کعبه بینی روی دوست
تا کنی آیینه دل را مصفا می روی

شسته ای از شوکت و مال و منال خویش دست
فارغ از اندیشه امروز و فردا می روی

راز وحدت بین در آن سامان که با شاه و گدا
یکزبان و یکدل و یکسان و یکجا می روی

حالیا تا محرم اندر کوی جانان گشته ای
با صفای دل بر محبوب یکتا می روی

پاک از نور حقیقت لوح دل کن چون کلیم
گر پی دیدار حق در طور سینا می روی

راه بس دشوار و شیطان سد راه است ای رفیق
هان مشو غافل که این ره بی محابا می روی

می کنی شب زنده داری در هوای روز وصل
گر نبینی مهر روی یار بی جا می روی

بانگ لبیک اجابت از لب دلبر خوش است
ورنه بیهوده است کاین پائین و بالا می روی

جامه تلبیس از تن دور کن گر چون مسیح
بر سر دار بلا از بهر مولا می روی

عاشقان را خلوت دل جایگاه دلبر است
بی جهت مجنون صفت در کوه و صحرا می روی

شو چو مردانی گدای ره نشین کوی دوست
کز پی دیدار آن ماه دلا را می روی 

محمد علي  مرداني



موضوعات مرتبط: حج درنگاه شعر
[ چهارشنبه 1392/12/07 ] [ 11:12 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]

سلام بردوستان عزيزجاي همه شماخالي الان4روزه درسرزمين وحي مكه مكرمه هستيم حال همه زائران عزيزخوبه؛ امشب ساعت 9برنامه ختم قرآن داريم درطبقه دوم مسجدالحرام؛انشاالله به يادتان خواهيم بود...........



[ دوشنبه 1392/07/15 ] [ 20:5 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]
برای دیدن نشریه گلبانگ رحیل2 اینجا کلیک کنید.


موضوعات مرتبط: نشریه گلبانگ رحیل
[ یکشنبه 1392/03/26 ] [ 0:34 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]

معاینه حجاج 

با به اطلاع می رسد که اولین مرحله معاینه حجاج عزیز بیت الله الحرام ساعت 6/30 صبح روز جمعه مورخه 1392/3/10 در آزمایشگاه اریترون واقع در خیابان شیخ مفید انجام شد در این مرحله  ...


موضوعات مرتبط: حج تمتع 1392
ادامه مطلب
[ جمعه 1392/03/10 ] [ 15:27 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]
مطالب نشریه گلبانگ 1
حج 1392 


موضوعات مرتبط: حج تمتع 1392، نشریه گلبانگ رحیل
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1392/03/09 ] [ 1:26 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]

اي قوم به حج رفته، كجاييد كجاييد؟

اي قوم به حج رفته، كجاييد كجاييد؟

معشوق همين جاست، بياييد بيایید

...

موضوعات مرتبط: حج درنگاه شعر
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1392/02/18 ] [ 11:53 ] [ محمدحسن قائديها ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

پخش زنده حرم اوقات شرعی سوره قرآن